محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 173
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
قايل نشوى و ايمان نياورى « 1 » » . ونيز در كتاب « احتجاج » ازثابت روايت كرده كه گفت : من با جماعتى از عبّاد بصره مثل ايوب سجستانى ، وصالح مُرّى ، وعتبه ، وحبيب فارسى ، و مالك بن دينار ، وابو صالح اعمى ، و جعفر بن سليمان ، ورابعه ، وسعدانه به حج رفته بوديم چون داخلمكّه شديم آب بسيار براهل مكّه تنگ بود و از تشنگى به فرياد آمده بودند ، به ما پناه آوردند كه براى ايشان دعا كنيم ، ما به نزد كعبه آمديم و مشغول دعا شديم ، وچندان كه تضرّع كرديم اثرى ظاهر نشد ، ناگاه جوان محزونِ گريانى پيدا شد ، و چند شوط طواف كرد ، بعد از آن دعا كرد و يك يك را نام برد گفتيم : لبّيك اى جوان ! گفت : آيا در ميان شما كسى هست كه خدا او را دوست دارد ، گفتيم : اى جوان بر ماست دعا ، و بر خداست اجابت ، گفت : دور شويد از كعبه ! كه اگر كسى در ميان شما مىبود كه خدا او را دوست مىداشت البته دعايش را مستجاب مىكرد چون ما دور شديم به نزد كعبه به سجده در آمد وگفت : اى سيّد وآقاى من ! به محبّتى كه به من دارى ترا سوگند مىدهم كه اهل مكّه راآب دهى ! هنور سخن آن حضرت تمام نشده بود كه ابرى پديد آمد و مانند دهنهاى مشك آب از ابر روان
--> ( 1 ) - الكافى : 8 / 107 حديث 81 .